از پدری مهربان ...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این روزا دارم نامه ی امام علی سلام الله علیه به جوانشان را می خوانم.

هر چند که مطمئنم مخاطبشان، همه ی جوان های دنیاست،

آنها که آن زمان بوده اند، و آنها که بعد از آن، آمدند و می آیند.

 

یک بار امتحان کن، نامه را رو به رویت باز کن، و بخوان،

و تصور کن تو، فقط تو، مخاطب مولایی.

روح که زمان و مکان نمی شناسد،

پس فکر کن همین لحظه در محضرشان هستی،

و با گوش های خودت، با صدای خودشان می شنوی ...

و ببین چه می کند کلام مولا با دلـــ ت...

 

"من تو را پاره ای از وجود خود، بلکه تمام وجود خودم یافتم،

چنان که اگر آسیبی به تو رسد گویا به من رسیده ...

به این سبب این نامه را نوشتم تا برای تو تکیه گاهی باشد،

چه من بمانم و چه نمانم ..."

اه ه ه ... هر بار به این جمله که میرسم،

ادامه اش بارانی می شود ...

سهم من، شده است ندیدنت مولا ...

چقدر خوب که به فکرمان بوده ای،

چه خوب تکیه گاهی ست نامه هایت، برای دلتنگی هایم ...

 

 

------------------------------------------------------------------------

 

پ.ن: گفت چقدر تو و فلانی به هم میاین، گفتم چی ی ی ی ، خودت !

هرچند برای شوخی گفتم، ولی خدایا به خاطر تکبرم - حتی لحظه ای- عذر می خوام.

می دونم با خودت گفتی واه، توی کوچک، اصلا هم به بنده ی نازنین من نمیای!

برای اون بنده نازنینت دعای خیر میکنم، تا حقی بر گردنم نماند...

/ 4 نظر / 9 بازدید
اهل صراحتیم

با سلام به روزم با پست بازهم آقا دست به کار شد(شورای عالی فضای مجازی) منتظر حضورشماونظرشمادوست عزیزهستم موفق باشید یا علی

بهشته

از پدری مهربان ... برای فرزندانی از نسل های دور ...

تا وصال تو

خوشا به حال سال 90! ماه دوازدهمش آمد و... ماه دوازدهم ما نیامد... اللهم عجل لولیک الفرج