بهشتم آرزوست ...

این روزها که می رسد؛

من خسته از یک سال دست و پا زدن میان ِ

شلوغی های دنیا و سرگرمی ها و سردرگمی ها و دورنگی ها که چه بگویم چند رنگی هایش و گم شدن و دوباره پیدا شدن و خواستن و نتوانستن و چشم به زرهایش بستن و نبستن و دوباره در منجلاب هایش گیر افتادن و الیک یا ربّ مددتُ یدی گفتن و چنگ زدن و بیرون آمدن و باز بازیچه شدن و سرگرم شدن و گم شدن و باز با دست ربوبیتش از خواب در آمدن و پیدا شدن و نور دیدن و ندیدن  ...

و کمی آن طرف تر، نفس و خواسته ها و هوس ها و کشیدن ها و هل دادن هایش و من و مبارزه ها و کشش ها و درگیری ها و زمین خوردن و باز برخاستن و کشتن و له شدن و الهی لا تکلنی الی نفسی گفتن و در مقابلش ایستادن و باز فراموش کردن و به عمق اشباع رفتن و برگشتن و رفتن و برگشتن و ر...

و در همین نزدیکی ها شیطان و فریب ها و وسوسه ها و پچ پچ کردن هایش در گوشم و باز من و ساده بودن و ظاهر دیدن و عهد یار شکستن و به دنبالش رفتن و بعد با تلنگری به هوش آمدن و خجل شدن و اشک و بغض و توبه کردن و لبخند محبوب دیدن و به او توکل کردن و بستن و کندن و زدن و خوردن و آه گفتن و آه گفتن و آه گفتن ....

 

 

و اما نزدیکتر از همه، نزدیکتر از رگ گردنم،  خدایی نشسته است به نظاره ام، به نظاره ی اشتباهات کودکانه ام، و به تلاشم، خستگی ام، زخم خوردنم، بلا دیدنم، ... و در میان همه ی این نعمت هایش، الگوریتم ساختنم برای خودش را پیاده می کند ... واصتنعتک لنفسی ... و من غافل از این ربوبیت حلیمانه اش، مبهوت مانده ام که چرا قرارم داده میان این معرکه ی نفس گیر ... چرا دقیقا زمانی که او خواست و قدم در صراطش گذاشتم، این همه درگیری به سراغم آمد؟ آن وقت در گوشم نجوا می کند و رازها فاش میکند، و من ... عاشق تر می شوم ... دیگر چون و چرا نمی گویم، که بر هر ضربه و زخم او عاشقم و بر هر چه او پسندد تسلیمم. حالا تازه بازی های عاشق و معشوق، شروع می شود ... در کنار همه ی آن شلوغی ها و کشمکش ها، باید پیدا کنم سکوت و خلوتی را، و بعد یافتن و خواستن و جهت دار شدن و یک قدم برداشتن و ده قدم نزدیک شدن و گوشه ی چشمش، خواب از چشم گرفتن و آرامش داشتن و آرام نداشتن و پخته شدن و سوختن ... و دوباره متولد شدن و پیش رفتن و پیش رفتن ... تا سخت تر شدن جهاد و در شور و حال ماندن و ماندن و ماندن و به یکباره در میان شلوغی ها گم کردن و دور شدن و گرفتار هجران شدن و ندیدن وغم دیدن و بلا دیدن و به عجز رسیدن  ... تا رها شدن و یافتن و دویدن و حرکت و حرکت و حرکت ...

 

این روزها که می رسد، حال دلم اصلا خوب نیست !! سکوت می کند و تنها گاه گاهی می شنوی ناله اش را؛ تنفس در هوای بهشتم آرزوست... ولی من خوب فهمیده ام دردش را، یک سال نه اینکه مجال نفس کشیدن نداشته، که هوایی برای تنفس نیافته است ...

این روزها که می رسد، می نشیند پای تلویزیون - دلم را می گویم – و با بغض و حسرت نگاه میکند به دل هایی که راهی ِ تکه ای از بهشت شده اند ... راهی ِ نور شده اند ... نگاه می کند و هیچ نمی گوید و بغض می کند، آن وقت همین کافیست که لحظه ای چشمش به حاج همت بیفتد و طلائیه ، و به خاطر آورد دو سال پیش را که دقیقا پشت سیم های خاردار ایستاده بود و به تعدادی پرچم خیره شده بود و از آن بهشت تنها می دانست نامش طلائیه هست، در این فکر بود که اصلا او کجا و قدم گذاشتن در این بهشت کجا ... که شنید: اون 12 پرچمی که آن دورها دیده می شود، محل شهادت حاج همت است، و انگار جواب تمام سوال هایش را یافته باشد، همان جا بر خاک بهشت افتاد و تا غروب ماند و اشک ریخت و اشک ریخت و اشک ... و دیگر هیچ ...

این روزها که می رسد، وقتی از این و آن می شنود؛ یک بار که رفته ای، کافیست! آتش می گیرد ...

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه ی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم برای پست "یا ارحم الراحمین" یک خط بود اما چقدر معنا ... حظّ وافر بردم چه نگرانی شیرینی چه نگرانی خوبی نگرانی که از دلش رشدت بر خواهد خاست ... ان شاالله

صبرا

. سلام دلمـــ برای اینجا تنگ شده بود ... دعایم کن بانو .[گل]

ناموس خدا

رفيق... نمي خواي بياي به 10 مورد هم نمره بدي؟ جزئيات مهمه.با يه نمره راهي برام مشخص نميشه كه! آقا ديگ...

محب ولایت

[فرشته] بسم الله الرحمن الرحیم [فرشته] [قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب] [قلب]اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[قلب] [قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب] [لبخند] [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] [لبخند]سلام علیکم[لبخند] [لبخند] [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل]امام جواد عليه السلام فرمودند: [گل] [گل]چنين مباش كه در ظاهر از دوستان خدا و در باطن از دشمنان او باشي[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ریحانه ی معترضِ ِ خدا

بسم الله الرحمن الرحیم چه معنی داره نظرات غیر فعاله ؟ ( اعتراض ) میگما اون گوشی که ذکر الله صدای قلب اون عارف رو می شنیده هم گوش خوبی بوده ها نه ؟ ---- ان شاالله هر لحظه مون لاک تکانی باشد.

عطار

وبلاگت بسیار عالی بود.. بسیار.. از سرزمین خاطره ها اومدم اینجا.. حتما لینکت می کنم خواستی. . . سر بزن و از نظراتت بهرمندمون کن.. ممنون..

ریحانه ی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم همه چی زیباست برای کسی که زیبا فکر میکنه ؟

ریحانه خدا

بسم الله الرحمن الرحیم نکته : نگفتم صحیح یا غلطه صحبتتون فقط دارم به این فکر میکنم که این صحبت مربوط به حالت خاصیه میخوام ببینم زیربنای این حرف چیه آیا کسی که زیبا فکر می کنه ظلم رو هم زیبا می بینه ؟

ریحانه خدا

بسم الله الرحمن الرحیم بنظرت حضرت زینب س ظلم اون افراد رو زیبا می بینه یا چیز دیگری رو ؟ پس چرا حضرت امیر میفرمایند اگر از درد ماجرای اون زن یهودی مسلمانی بمیره (از چیش بمیره )جا داره یعنی از زیبایی اون ماجرا جون بده ؟