وقتی باید مرکب را هم رها کنی ...

معلومه که اینا رد کفش هست؟؟؟؟؟!!!

 دوست دارم بدونم از این تصویر، چه برداشتی دارید.

/ 5 نظر / 10 بازدید
قاصدک

در پاسخ به ت.ی سلام کامنتت لازمه خصوصی باشه؟ چون به نظرم اومد شاید اشتباهی خصوصی زدی؛ در هر صورت، برداشت جالبی بود ... [گل]

ناموس خدا

سلام قاصدك خوبم... مي داني بعدا نوشتت چقدر زيباست... شرط اول قدم را خودت خيلي وقت است كه ادا كرده اي!

مائده آسمانی

مطلب بسیار زیبایی بود... خیلی ممنون. برای حمایت ازمسلمانان میانماریک پتیشن تنظیم شده که نیاز به تعدادی امضا وهمکاری دارد. لطفا هر چه زودترتشریف آورده وبه دیگران نیز خبر دهید. با سپاس

ریحانه ی خدا

بسم الله الرّحمن الرّحیم انگاری آقا(چون پاهاش بزرگه) قرمزه در بیابان حیرت گم شده و تبدیل به یک علامت سوال شده خانم نارنجیه ظاهرا به مسیرش مطمئنه ولی وقتی از کنار آقای قرمز ِ حیران رد میشه هیچ تاثیری توی کم شدن حیرتش نمیزاره ، احتمال میدم خانم نارنجیه هم به همین دلیل دیرتر کفشاشو دربیاره آقا آبیه هم به جایی رسیده که مرکبش(کفش هاش) براش بار سنگین شدن (طبق نوشته های خودتون )پس کفش هاشو در آورده و بدون کفش ادامه مسیرو رفته ، البته چون پا بدون کفش ها مسیرشون یه کم فرق داره ، شاید آبیه کفش هاشو در اورده و پر زده!!!(فنا) یک نفر هم شاید داشته در آسمان معنویت پر می زده ،بهش امر شده که برگرده به زمین (بقا) این همون اقای بدون کفش ه آقا بنقشه با این که با اقای بدون کفشی که از اسمونا اومده برخوردی داشته ولی تجربیات اون فرد مسیرش رو تغییری نداده و انگار اصلا متوجه این فرد نشده. این جوریا دیگه [نیشخند]

آهسته عاشق می شوم

آب ِ نطلبیده همیشه مراد نیست ! ... گاهی باید بنوشی و قربانی شوی ......... در دَم . . . . . . دعا را بــــــــــــــ التماس می خواهم.